Enkratic
یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠
وجود خسته ام از عشق بی خبر می گشت ...

" خودش می گوید که مسافر بی اراده ی زمان است و بر گشت و گذارهایش هیچ تسلطی ندارد .. می گوید در ترس ِ دائم به سر می برد ... زیرا هرگز نمی داند در مرحله ی بعد، کدام نقش زندگی اش را باید بازی کند .... "

کورت ونه گات .. سلّاخ خانه ی شماره ی 5 ...

.

.

پ.ن:

قماربازها می دانند که روی اسب اشتباه شرط بستن، یعنی تمام زندگی ات را یکجا باختن ... پای عشق ِ اشتباه نشستن هم  ...