Enkratic
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠
و غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست ..

" عجیب است که شانه های آدم این همه تنها و درمانده شود .. سر آخر مثل اینکه مال تو نیستند .. و احساس می کنی که با تو بیگانه اند .. و کسی فراموششان کرده و آن ها را جا گذاشته ست .... "

رومن گاری .. لیدی ال ...

..

.

دوش اندک شکوه ای از یار می بایست کرد

وز پی آن، گریه ای بس‌یارررر می بایست کرد ....

.