Enkratic
چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٤
نسيم عشق با يادت وزان است ...

ـ" در زندگی دردهايی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.  اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ٬ چون عموما عادت دارند که اين دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پيشامد های عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد  ٬ مردم بر سبيل اعتقادات جاری و عقايد خودشان  سعی می کنند آنرا با لبخند شکّاک و تمسخرآميز تلقّی بکنند ٬ زيرا که بشر هنوز چاره و دوايی برايش پيدا نکرده است و تنها داروی آن فراموشی است ٬ ولی افسوس که تاثير اين دارو موقتی است و بجای تسکين پس از مدّتی بر شدت درد می افزايد .. "

بوف کور .. صداق هدايت ..

پ.ن.۱:

      آسمانا دلم از اختر و ماه تو گرفت

                آسمان دگری خواهم و ماه دگری ! ...


پ.ن.۲ : ما همان بدبخت و خوار و بی نصيب ! ..

پ.ن.۳ : ای ياد تو سازنده ی دلهای بزرگ

                ای عشق ٬ نوازنده ی دلهای بزرگ

                     من منتظرم تو را که تشريف ِ غمت

                           داغی است برازنده ی دلهای بزرگ ! ...