Enkratic
دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٤
بيچاره دل که غارت عشقش به باد داد ..

اللهم اشکوا اليک ...

نمی دانم .. شايد اين تازه ابتدای ويرانی است ..

و من که هنوز اميد مبهمی دارم به ولسوف يعطيک فترضی ! ..

های .....

 به کجا می برد اين اميد ما را ؟ ...

پی نوشت :

ديگر به اين روزهای لعنتی هم نمی توان اعتماد کرد .. حالا تنها تو برايم مانده ای سجّاد .. اين را بفهم .. خواهش می کنم ..