Enkratic
پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
زجری هميشه بهتر ٬ با من ترحّم هرگز ...

...

پ.ن.۱ :  انيشتين ميگويد : "دو چيز در اين عالم وجود دارد که بی انتهاست. يکی عالم کهکشان ها، و ديگری حماقت آدميان. البته من از اوّلی چندان مطمئن نيستم ..."

پ.ن.۲ : چند شب پيشتر بزرگی از مرام حضرت حافظ سخن بسيار راند و ساعت ها به توصيف عشق آسمانی و ايهامات لطيف ازلی و کنايات بديع عرفانی ِاين معجزه ی قرن هشتم (!) پرداخت .. آخر جلسه پاسخ فانتزی زير را برايش نوشتم تا اندکی حس مطايبه پرستی ام را جواب گفته باشم ..

" من خيال می کنم عشق ارتش نيست که زمينی و هوايی داشته باشد !! .. صرفاً يک سلاح کشتار جمعی (!) است که از بخت بد روزگار ٬ اين بار هم همه تصوّر می کنند حق مسلّم همه ی ماست ! .. "

عشق را عاشق شناسد٬‌ زندگی را من .. من که عمری ديده ام پايين و بالايش ! ..

پ.ن.۳ : با سايه تو را نمی پسندم .. عشق است و هزار بدگمانی ! ..