Enkratic
پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

"گاهی با خودم نقشه‌های بزرگ می‌کشم، ‌خودم را شایسته‌ی همه کار و همه چیز می‌دانم، ‌با خود می‌گویم: ‌آری کسانی که دست از جان شسته‌اند و از همه چیز سرخورده‌اند تنها می‌توانند کارهای بزرگی انجام بدهند. بعد با خودم می‌گویم: ‌به چه درد می‌خورد؟ چه سودی دارد ؟... دیوانگی، ‌همه‌اش دیوانگی است! ‌بزن خودت را بکش، ‌بگذار لاشه‌ات بیفتد آن میان، ‌برو، ‌تو برای زندگی درست نشده‌ای، ‌کمتر فلسفه بباف، ‌وجود تو هیچ ارزشی ندارد، ‌از تو هیچ کاری ساخته نیست! ولی نمی‌دانم چرا مرگ ناز کرد؟ چرا نیامد؟ چرا نتوانستم بروم پی کارم آسوده بشوم ؟ .. "

صادق هدایت ٬ زنده به گور ...

پ.ن : اينچنين آمده است که پس از جنگ صفيّن ٬ يکی از ياران دوست داشتنی امام ٬ ابن حُنيف به سختی بيمار گشت و از دنيا رفت .. وَ قَالَ [عليه السلام] : لَوْ أَحَبَّنِى جَبَلٌ لَتَهَافَتَ :  اگر کوهی هم مرا دوست بدارد ٬ در هم فرو می ريزد ! ..

پ.ن : ديشب ستاره ای خرد

         از فرط خستگی مُرد ! ..