Enkratic
شنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٥
 

ـ عزيزی برايم SmS فرستاده بود٬ با اين مضمون که :‌ " اوّل عمر ز جان سير شدی !؟ " .. شعر زير را در جوابش نوشتم :

اوّل عمر ز جان سير شديم

دست و پا بسته ی تقدير شديم

خسته و خام و خموشيم هنوز

ما که بی خاطره ای پير شديم !!‌ ..