Enkratic
شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦
ناگهان گريه ام گرفت ...

" از یاد نبر که از یاد نبردمت !
  از یاد نبر که تمام این سالها،
  با هر زنگ ِ نا به هنگام تلفن از جا پریدم،
  گوشی را برداشتم
  و به جا صدای تو،
  صدای همسایه ای،
  دوستی،
  دشمنی را شنیدم!
  از یاد نبر که همیشه،
  بعد از شنیدن آهنگ ِ «جان مریم»
  در اتاق من باران بارید
!
  از یاد نبر که با تمام این احوال 
  همیشه این من بودم
  که برای پرسشی ساده پا پیش می گذاشتم
!
  همیشه حنجره من
  هواخواه ِ خواندن آواز آرزوها بود!
  همیشه این چشم بی قرار
...
 
 ...
  ..
  .
  ! ... "

  يغما گلرويی ..