Enkratic
چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٢
 

تا حالا خواب ديدين ، از اين خوابها که توش مجبور ميشين داد بزنيد..از کسی کمک بخواهيد، امّا صداتون در نمياد!...هر چی سعی ميکنين هيچی به هيچی..عجيب احساس خفه شدن به آدم دست ميده .. اما مثل اينکه فقط به خواب محدود نميشه.توی اين طويله ی منقّش گربه مانند!! ، اصولا نه اینکه صدات نبايد در بياد ٬ در حقيقت اگر هم در بيا با ضريب نسبتا" بالايی ميرا ميشه...فکر کنم مشکل دو تا است.. يکی طويلهه دوم موجودات توش!.. و آدم می مونه بايد بيشتر نگران کدوم باشه..

داشتم يکی از برنامه های صدا وسيما رو نگاه ميکردم، توی قسمت پيامهای مردمی يکی از ساوجبلاغ! زنگ زد، گفت :" سطح برنامه تون پايينه!" .. کلّی خنده رفت.. ماشالله توی مملکت افراد متشبّه به مسطّح زيادن!..

من دارم ميرم اتريش... دو روزه ... برای کنفرانسی که حتی موضوعش رو هم نميدونم!...

چه کسی می خواهد من و تو ما نشويم؟.. خانه اش ويران باد! ..

از يه تیپيک افراد خيلی خوشم مياد .. بريتيش .....  مخصوصا" بخاطر چای سبز after Eight شون...

ديروز يه نفر داشت پشت نت بهم ميفهموند بربط چيه! ...طفلکی آخرش مجبور شد برام نقّاشی کنه... افتضاح هم کشيد!...

اگر نتونم اين پروژه ی Matlab رو تموم کنم از فردا بايد با چارقد برم يونی!... 

حدس بزنيد کدوم از دو دسته ی زير به دانشکده ی ما مربوط ميشه!

۱: شکوفه.بهاره.ستاره.پروانه.شهرزاد.شيما.....

۲: طاهره.صالحه. زهره.سميّه.زکّييه.سکينه....