Enkratic
شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٢
 

- جاده گفتي يعني رفتن ؟ ... جاده  يعني  تكرار  همين واژه ؟ ... دريغ ... كه  حقيقت  بس غمناكتر است ...جاده رفتن  نيست...جاده مصدر نيست...جاده تكرار يك صيغه ي غربت بار است... جاده  يك صيغه كه تكرارش گردبادي  است كه  با خود  خواهد برد كه برد !!! ...جاده يعني  رفت رفت رفت همين .... 

-اي شب !‌ به من  بگو ٬ اكنون  ستاره ها نجواگران  مرثيه  عشق  كيستند؟ هنگام  عصر  بر سر ديوار  باغ  ما باز آن دو مرغ خسته چرا  مي گريستند ؟ ....

-این ابرهای سوخته سوگوار تابوت آفتاب را کجا ميبرند .؟ ..

-همه ی حرفای تو يک بهونه است ... اون جهنّمی که ميگن اين خونه است....

-از خواب ديشب يک سری سمپل دارم ... خدا کنه بزرگتر از ريت ناکوئيس باشه تا بازسازيشون کنم ... آخه توی اين خوابه يه چند تا چيز هست که برام ابهام داره ....