Enkratic
شنبه ۱ آذر ۱۳۸٢
 
راز نگهدارترين

و با روح من از روز ازل يارترين

كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترين

گر يكي هست سزاوار پرستش به خدا

تو سزاوارتريني تو سزاوارترين

عطر نام تو كه در پرده جان پيچيده ست

سينه را ساخته از ياد تو سرشارترين

اي تو روشنگر ايام مه آلوده عمر

بي تماشاي تو روز و شب من تارترين

در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند

من به سرپنجه مهر تو گرفتارترين

مي توان با دل تو حرف غمي گفت و شنيد

گر بود چون دل من رازنگهدارترين