Enkratic
یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
و حزنی الی الله ..

.

خوشم به مرگ ...

..

.

پ.ن:

" قسمتی از نامه ی امیرکبیر بعد از پناهنده شدن وزیر نظام، برادر امیر، به خانه ی سفیر کبیر انگلیس چنین است :

  « .. چه آید به مویی توانش کشید، چه برگشت زنجیرها بگسلد. باری معلوم است مقدرآسمانی در تمامی این غلام است، زیرا از منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد. حالا که درین کلبه ی خراب نشسته بودم، دیدم خبر آورند که وزیر نظام را شدت و یل گوئی مردم چنین واداشت کرده، زحمت کشیده، به جانب وزیر مختار انگلیس رفته. دو نفر آدم معتبر خود: آقا هاشم و عبدالحسین را فرستادم، بهر زبان به تصور آید بر این مرد خوانده شد .. بلکه تا صبح هر طور هست او را بیرون آورد ... اولا از خدا مرگ میخواهم که این روزهای سیاه را نه بینم ... »      "

امیرکبیر .. هاشمی رفسنجانی ...