Enkratic
یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸
می میرم و مرگ باورم نیست ...

" مدتی بی حرکت ماند. داشت زیر فشار همه چیز له می شد. اگر یک چیز بود که به آن دل بسته بود، همان هیچ بود. تلاش می کرد که اگر بشود فقط زنده بماند. دختر احمق،‌ نترس!، یه خرده جسارت داشته باش. چیزی نیست. فقط دنیاست که به آخر رسیده ... "

رومن گاری ..

.

پ.ن.١: فیلم " هر شب تنهایی " فوق العاده بود. بازی لطیف لیلا حاتمی و حامد بهداد، با داستانی نسبتا سورئالیستی و رمانتیک. کلمات ساده، جملات کوتاه و در عین حال روان و تاثیرگذار ..

 

پ.ن.٢: تنها سینما رفتم، تنها در پارک نشستم، تنها به رستوران رفتم و تنها ولیعصر را تا خانه قدم زدم و تنها ... چه می توانم گفت؟ .. هرگز در آمریکا هم به این اندازه تنها نبوده ام ... یاد آن شعر مرحوم منزوی می افتم که : ای غریبان سفر کرده،‌ کدامین غربت/ بدتر از غربت مردان وطن در وطن است !؟‌ ...

 

پ.ن.٣ : سرنوشت بعضی ها هم اینست که روی خط کشی عابر پیاده می روند زیر ماشین ...