Enkratic
پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
من تو او ما شما ایشان ....

" یک لطیفه ی مشهور است که یکی می‌رود پیش روانکاو می‌گوید: برادرم دیوانه‌ شده .... فکر می‌کند مرغ است! ... روانکاو به او می‌گوید: خوب چرا پیش من نمی‌آوریش؟ ... و او جواب می دهد که: چون به تخم‌مرغ‌هایش نیاز داریم ! ... واقعا خیال می کنم که این خیلی شبیه نظر من درباره روابط اجتماعی است. این روابط ذاتا احمقانه و پوچ هستند ولی ما آنها را ادامه می‌دهیم چون به تخم‌مرغ‌ها احتیاج داریم ... "

آنی هال ...  وودی آلن ...

.

.

پ.ن: مورینیو بعد از شکست دادن بارسا، در مقابل تنفر تماشاگران گفته بود که " اگر به آنها ببازم، از همین لحظه عاشق من خواهند بود ... دلیل نفرت آنها اینست که بردن جزء لاینفک شخصیت من است ... ".  یعنی داستایوفسکی هم بخواهد از عشق و نفرت بنویسد، ازین بهتر نمی شود به گمانم ...