ناگهان گريه ام گرفت ...

" از یاد نبر که از یاد نبردمت !
  از یاد نبر که تمام این سالها،
  با هر زنگ ِ نا به هنگام تلفن از جا پریدم،
  گوشی را برداشتم
  و به جا صدای تو،
  صدای همسایه ای،
  دوستی،
  دشمنی را شنیدم!
  از یاد نبر که همیشه،
  بعد از شنیدن آهنگ ِ «جان مریم»
  در اتاق من باران بارید!
  از یاد نبر که با تمام این احوال 
  همیشه این من بودم
  که برای پرسشی ساده پا پیش می گذاشتم!
  همیشه حنجره من
  هواخواه ِ خواندن آواز آرزوها بود!
  همیشه این چشم بی قرار...
  ...
  ..
  .
  ! ... "

  يغما گلرويی ..

/ 0 نظر / 13 بازدید