از رنجی که می بریم ..

" من جنون دارم شاید ... انگار که صبح ساعت چهار با تو دور پارک فرح می‌‌دوم و منتظر می‌شوم تا بیایند و من و تو را ببرند در سال ٣٣ اعدام کنند ... گاهی هم به جلو می‌دوم، می‌بینم آنهایی که در سال ٣٣ ما را اعدام کردند در سال ۵٨ اعدام می‌شوند .. "

رضا براهنی ...

.

.

پ.ن:

این روزها که شما را میبینم یاد آن سکانس از داستان جنایت و مکافات می افتم. که می گفت : " میشود یک آدم کثافت رو کشت .. و طوری وحشیانه کشت که خود آدم تبدیل به یک آدم کثافت شود .. این تنها راهیه که میشه تعداد کثافت های دنیا را ثابت نگه داشت ... "

/ 0 نظر / 13 بازدید