ميثاق با ساقی جماران ...

ـ برای من ٬

  که ترکش خورده ی همين اشتياق های پيش پا افتاده ام ٬

 ديريست اين بهار های تحميلی ِ بعد از تو  

 ره به حال خرابم نمی برد ..

 حالا بگذار ٬

 آنها که زندگی هنوز برايشان زيباست

 توی کوچه آواز دهند که :

 "خرّمشهر آزاد شد ! .." 

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kasi ke kadooee ro doost dare

برای چی نوشتی؟ خودت ساخته بوديش؟ نميگم تعجب ميکنم اما آخه يکدستی نوشته هات ؟ بی تناسب نبود؟

كورش

خوش

منم

خيلي خوشحالم تو اين همه آدم كه افتخارشون اينه كه حرفاي نو مي زنند( البته بيشترشون دچار روشن فكريه بدعت گرا شدند) هنوز آدمايي هستن كه بشه روشون حساب كرد. التماس دعا!

alidi

نثرش زيبا بود...

del-aram

حميد..من هر بار ميام اينجا چند بار اينو می خونم...خيلی قشنگه واقعا..به نظر من پيگيری مفهوم در آن در ظاهر جملات پراکنده بی نظيره..

محمد !

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد . . .

من یک هیچ کس می باشم

شما چرا آپ نمی کنی؟...يا علی مددی...

رستاخیز

گرچه شور نثر بالا رفته است/ نثرهای اين زمان وا رفته است ..... الغرض اين نکته بشنو بی غرض/ نثر خوب از دار دنيا رفته است...