چون چشمه اشک از ديده ريزم ...

از پيش چشمت می گريزم ..

گم کرده ام نامه های تو را ...

افسون عشق و وفای تو را ...

/ 8 نظر / 7 بازدید
That's It

آهنگ بنان .............. ازاين نامه ها چون شود پيدا ....من و او شويم عاقبت رسوا....

Enkratic

آره بابايی ... تو هم بلدی..

بهمن

ای ول حميد!!!!!!!!

آشفته

گفتم درون چشم تو ديگر....گفت:ديگر نشان ز باده ی مستی دهنده نيست.اينجا به جز سکوت سکوتی گزنده نيست

کوچولوی تنها

دوش رفتم به در ميکده خواب آلوده ... نميدونم چرا ولی اينجا که ميام با همه ارادت دردم ميگيره! نکنه خيال کنی ديگه نميام ولی ... يا علی مددی!

solfa

بِكن بابا بكن !(از مصدر كنديده شدن )

Enkratic

خف بابا خف!...(از مصدر خفوندن)!

غبار آبی...

باران می بارد امشب/دلم غم دارد امشب/آرام جان خسته/ره می سپارد امشب....خیلی وقته نمی نویسی، کجایی؟