مرگ با چشمان کاملا باز..!

تمرين سيگنال..(۱۶ صفحه)..تمرين الکترونيک (۱۰ صفحه)..تمرين ماشين(۵ صفحه)..تمرين استاتيک (۱۷ صفحه)...مکانيک سيالات (۱۲ صفحه).....نه اينکه غير از اينها هم هيچ کاری ندارم!!!...اضافه کنيد بهش ۸ ساعت چت کردن و وبلاگ نوشتن.....گوگوش..ديوانگی..خواب!..

خوابت آشفته مباد

خوش ترين  هذيان ها ....

/ 4 نظر / 11 بازدید
آبجی!!!!!!!!!!

در تمام شب چراغی نيست./ در تمام شهر/ نیست یک فریاد./ ای خداوندان خوف انگیز شب پیمان ظلمت دوست!/ تا نه من فانوس شیطان را بیاویزم،/ در رواق هر شکنجه گاه پنهانی اين فردوس ظلم آيين،/ تا نه اين شب های بی پايان جاويدان افسون پایه تان را من/ به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرين،/ ظلمت آباد بهشت گندتان را ، در به روی من/ باز نگشاييد!.../

آبجی!!!!!!!!!!

...راستی ميگم چه خوبه که آدم حتی وقت مرگ هم چشماش کاملا باز باشه، البته به شرطی که زنده به گور نشه....

آبجی!!!!!!!!!!

...چون شبان بی ستا ره قلب من تنهاست./ تا ندانند از چه می سوزم من،از نخوت زبانم در دهان بسته ست./ راه من پيداست ./ قلب من خسته ست./ پهلوانی خسته را مانم که می گويد سرود کهنه ي فتحی قديمی را./ با تن بشکسته اش ، تنها،/ زخم پر دردی به جا مانده ست از شمشير و دردی جانگداز از خشم:/ اشک، می جو شاندش در چشم خونين داستان درد،/ خشم خونين، اشک می خشکاندش در چشم./ در شب بی صبح خود تنهاست./ از درون بر خود خميده ، در بيابانی که بر هر سوی آن خوفی نهاده دام/ دردناک و خشمناک از رنج زخم و نخوت خود، می زند فرياد:/ ((ــ ... ای خداوندان ظلمت شاد!/ از بهشت گنده تان، ما را/ جاودانه بی نصيبی باد!/ ...باد تا شب های افسون مايه تان را،من/ به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرين!))

enkratic

مرسی از شعر..ايول پشتکار..